لحظه ديدار :
لحظه ديدار نزديک است.
باز من ديوانه ام ، مستم.
باز می لرزد، دلم ، دستم.
باز گويی در جهان ديگری هستم...

  
نویسنده : tanhay tanha ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢


 

حس تنهايی
تنهاترين شمعم . آشفته و شيدا
تنهاترين شعرم . ننوشته و زيبا
تنهاترين حرفم بر روی لبهايت
تنهاترين رازم . ناگفته ناخوانا
تنهاترين نورم در صبح چشمانت
تنهاترين فرياد کم حرف و پرمعنا
تنهاترين اميد بر يک دل خسته
تنهاترين آواز . تنهاترين نجوا
تنهاترين شعرم در دفتر ايام
تنهاترين شاعر . تنهاترين تنها

  
نویسنده : tanhay tanha ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢


 

بگو............
بگو که گل نفرستد کسی
به خانه من
که عطر ياد تو پر کرده آشيانه من
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
بجای ماه تو پرتو شـان به خانه من

  
نویسنده : tanhay tanha ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢